انتشارات نجوای قلم

> چاپ کتاب از مجوز تا پخش (با مجوز رسمی از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی)


تمایز بین شعر و ترانه :

بعضی به اشتباه   ، ترانه را معادل شعر می‌دانند.

حال آنکه شعر چه در قالب شعر کلاسیک و چه در قالب شعر آزاد یک اتفاق ادبی صرف است که احساسی را با کمک کلمات و خیال پردازی به خواننده منتقل می‌کند که در هر دو سبک کلاسیک و آزاد مقتضیات و قواعد خاص خود را دارد.

اما ترانه سروده‌ای است که به هدف هم آغوش شدن با موسیقی نوشته می‌شود.

این نوشته باید بتواند برای قالب موسیقایی مدّ نظر سراینده یا آنچه با هماهنگی آهنگساز تعیین می‌شود، کارکرد مناسبی داشته باشد.

شعر می‌تواند به عنوان ترانه هم استفاده شود (مانند شعرهای حافظ در موسیقی سنتی) اما ترانه محدود به شعر نیست. در ترانه الزامی به رعایت پارامترهای شعری نیست و مهم این است که ترانه بتواند با موسیقی مورد نظر یک ترکیب دلنشین ایجاد کند.

به این ترانه توجه کنید: بوی گندم مال من/ هر چی که دارم مال تو-- یه وجب خاک مال من / هر چی می‌کارم مال تو یا این ترانه: باز ای الهه ناز/ با غم من بساز-- کاین غم جانگداز/ برود زبرم و ترانه‌های دیگری که ماندگار شده‌اند.

خود متن ترانه از ارزشی ادبی متفاوت از شعر برخوردار است. ترانه راوی إحساسِ صرف ترانه سرا  است ولی شعر حاوی نتیجه‌گیری‌های عقلی شاعر است.

ترانه‌ها به خصوص در کارهای جدید مانند رپ یا راک و کارهای مدرن دیگر حتی از اول تا آخر یک ترانه می‌تواند با تغییر ریتم و وزن همراه باشد یا حتی در مواقعی بدون وزن باشد و یا هر نوآوری که ترانه سرا و آهنگ ساز برایش در نظر بگیرند مهم این است که مجموعه کار یک اثرِ قابل قبول از آب در بیاید. به این ترانه توجه کنید (از محسن نامجو):

یک روز به شیدایی... در زلف تو آویزم خود را چو فرو ریزم... با خاک درآمیزم و گرنه من همان خاکم که هستم

یک روز سر زلف بلوندت چینم بهر دل مسکینم اینم... جگرم... اینم... اینم یک روز که باشم مست... لایعقل و ترد و سست یک روز ارس گردم... اطراف تو را گردم کشتی‌ی شوم جاری... از خاک برآرم تو... بر آب نشانم تو دور از همه بیزاری دریای خزر گردم... خواهی تو اگر جونم محصول هنر گردم... خواهی تو اگر جونم یک روز بصر گردم... یک روز نظر گردم پانصد سر سردرگم... ای وای

این ترانه از تمام قواعد شعری کلاسیک گریزان است و سروده‌ای آهنگین است مناسب آنچه نامجو در نظر داشته اجرا کند. در مجموع باید گفت ترانه با وجود بهره بردن از زیبایی‌های ادبی باید در قالب موسیقایی ارزیابی گردد نه در قالب ادبی محض!!
شعرهای نو نیز اگر موسیقی داشته باشند می‌توانند به صورت ترانه درآیند. شعرهای عروضی خود اگر موسیقی و موضوع خاص داشته باشند ترانه‌اند که در آنها بندینه‌ها ۲ مصراع هستند که به ان بیت نیز می‌گویند. در شعرهای عروضی همهٔ بندینه‌ها هم وزن اند. رشید کاکاوند معتقد است ترانه خوب ترانه‌ای است که:

خودش را با شعر اشتباه نگیرد. در ترانه ۲ عامل مهم است که آن را از خلوت شاعرانه، شخصی و خاص شاعر ممتاز می‌کند.

اول، موسیقی :

یک ملودی با همه شاخصه‌هایی که کلام برای موسیقی باید داشته باشد، آواهای کلام، عبارت‌بندی‌های منطبق بر جمله‌های موسیقی، توجه به ظرفیت‌های قابل توجهی که واج‌ها و مصوت‌های بلند دارند، نحو و ساختار دستوری که در بستر موسیقی رسایی و سلامت خودش را از دست ندهد.

دوم، مخاطب:

در ترانه موضوع مهم برقراری سریع ارتباط با مخاطب است. در ترانه اگر لایه پنهان معنایی یا عنصر زیبایی‌شناسی ویژه‌ای هست پشت مفاهیم و زبان ساده قرار می‌گیرد که بعد با تکرار دریافت می‌شود؛ ولی با یک بار شنیدن معانی، روابط، جذابیت‌های موسیقایی و نیز تخیل کلام باید منتقل شود. پس در یک کلام یک ترانه خوب، هم چفت موسیقی مناسبش می‌شود و هم ارتباط سالم و مؤثری با مخاطب برقرار می‌کند. اندیشه، عاطفه، تخیل و بقیه عناصر شعری در حد متعادل و متناسب در یک ترانه خوب وجود دارند. هر موسیقی، ترانه خودش را می‌طلبد و این ترانه، خود را با ریتم و ملودی تطبیق می‌دهد.